خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
587
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
فن اوّل اصول و قواعد خطابه فصل اوّل : ماهيت و منفعت خطابه و نسبت آن با صناعت جدل و ديگر صناعات فصل دوم : اجزاى خطابه فصل سوم : قياسهاى خطابى حال مواد و صور آن فصل چهارم : اصناف مخاطبات برحسب اغراض مختلف و روش استعمال هريك از آنها فصل اوّل : ماهيت و منفعت خطابه و نسبت آن با صناعت جدل و ديگر صناعات خطابه صناعتى علمى است كه با وجود آن مىتوان جمهور مردم را به قدر امكان در امورى كه بايد تصديق كنند اقناع نمود . همچنين گفته شده : خطابه قوت بر تكلف اقناع ممكن در هريك از امور مفرد است . مقصود از قوه ، ملكهاى نفسانى است كه يا از راه تعلّم قوانين به دست آمده و يا با تجربهاى كه از طريق كثرت مزاولت تحصيل مىگردد ، حاصل شود . و در اينجا هردو باهم ، مراد است . اين قوت ، از قدرتى كه برحسب فطرت در همهء افراد وجود دارد ، خاصتر است . به تعبير ديگر همهكس مىتواند سخن بگويد ، اما همه خطيب نيستند . تكلف داراى معنى است : نخست ، انجام دادن كارى كه از روى ايثار صورت نمىگيرد ، بلكه به ارادهاى كه مقارن كراهت است صورت مىپذيرد . و دوم ، انجام دادن كار به بليغترين قصد اتمام آن . در اينجا مقصود ، معنى دوم است . و اقناع ممكن فعلى است كه فرد متكلف انجام مىدهد . و قيد « ممكن » براى اين جهت است كه اقناع هر تصديقى يا در هر شخصى ممكن نيست ، چنانكه در جدل گفته شد و